Lyrics: Amir Tataloo
Music: Amir Tataloo
توکل الله
من اومدم
یک یک دو دو هشت
این دفعه فرق داره ولی
من برم هم یه منِ شدیدتر میاد
اینو گفته بودم، نه ؟! یادت میاد ؟
In the Name of God
ایمور تتْلو
بسم الله ارحَم الرّاحِمین
ایمورتالو
به نام خداوند بخشندهٔ بخشایشگر
چشمامو بشور ای اشک، چشمامو بشور ...
که ببخشم و بکن ازم انتقامو به دور
چشمامو بشور ای اشک ، چشمامو بشور
که ببخشم و بکن ازم انتقامو به دور
*این تماس از زندان تهران و تماسگیرنده زندانی میباشد ...
آزادی، آزادی، آزادی
من هنوزم یه بچهم، ولی جِرواجر ...
بدجوری قلبِ این بچه پاره اس !
ما کی باشیم که بگیریم انتقام ؟!
اون بالا خدامون پس چهکاره اس؟
استغفرالله
( پس چه کاره اس؟)
استغفرالله ربّی و اَتوبُ اِلَیه
بعضی وقتا باید از یک تا چهار و پنج و حتی شیش گذشت
هفته یا هشته چاره است !
صبر !
میتونی صدام کنی چی؟
یه وقتا تو عمق تاریکی نگاه کن آسمونو،
میبینی: بَه ! پُر از ستاره اس !
ستاره ها زیادن ولی یکیشون از بقیه پرنورتره !
باز من تو عمق تاریکی منتظرِ نور ...
چشمامو بشور ای اشک
که نمیدونی تو این راه من چیا کشیدم ...
نه نمیتونی تصورش هم کنی حتی چه حرفاییو اونم از کیا شنیدم !!
(اوه اوه اوه، از کیا شنیدم !!)
ولی اینقدر مار خوردیم که افعی شدیم
اینم گفته بودم؛ نه ؟
بله ، اینم گفته بودم !
آره گریه تو چشمامو بشور که از این دیارِ غم پیاده میرم
خوشحالی باشه انشاءالله (خوشبختی)
بعضی وقتا سکوت بلندترین فریاده !
فکر نکن تحمل آسون بود و فکر نکن کمه زخمام اگه من زیاد نمیگم !
من که میدونی کلا زیرِ سوزنم
(زیاد نمیگم)
تحملِ درد بالا
وقتی داری درد میکشی یعنی هنوز زنده ای !
اونم باز به لطفِ خدا
چشمامو بشور ای اشک، چشمامو بشور
که ببخشم و بکن ازم انتقامو به دور
چشمامو بشور ای اشک ، چشمامو بشور
که ببخشم و بکن ازم انتقامو به دور
*این تماس از زندان تهران و تماسگیرنده زندانی میباشد ...
آزادی، آزادی، آزادی ...
کاش با هم طوری رفتار میکردیم که توقع داشتیم خداوند با ما رفتار کند و کاش همدیگر را جوری میبخشیدیم آنطور که دوست داشتیم خداوند ما را ببخشند و کاش زندان نمیساختیم، شاید آنگاه در مسیر درست قرار میدادند زندانی را خداوندِ متعال ...
کاش آزادی حاصل میشد تا همه خوش باشند و با آسودگیِ خاطر، آبادی را دریابیم با هم ...
کاش! ای کاش ...
این زبونه دیگه خسته اس
دیگه مو درآورده از این تکرار و تکرار (تکرار)
فقط لوپِ بیخود (تکرار و تکرار)
همش تعریف و تمجید
همش تعریف و تمجیدِ بیخودی و مَجیزگویی
هی از من عشق ، از من آزادی ، درگشایی
از بقیه فقط انکار و انکار
و هی اجبار و اجبار !
آینه اول لبخند نمیزنه
(تنبیه به جای تشویق)
لبخندِ اول وظیفهٔ توئه !
همش تحمیل، همش تهدید، همش تحقیر !
من هنوزم همونم ، همون
میسپارم به خدا و میرم
میبخشم و میرم ، ببین هر چی که باشه ...
میرم برسم به آرامش
آره میبخشم حتی اگه کسی خونَمو رو این زمین مَشتی بپاشه !
(یکی از نشونههای پیروزی مقابل دشمن، گذشت و بخششه؛ اونم میسپرم به خدا)
بله من سرمو میندازم پایین اصلا از این به بعد
تو روم هر کی که وایسه
بذار فکر کنن زدن (وایسه)
ما هم میگیم زدن !
شما هم بگین زدن !
بذار بشکنن ، تیکه تیکه کنن
وقتی که رفتن درست میشه، خوب میشه خودش هر تیکه آسّه !
البته خودش که نه ! به لطف خدا
شکراً لله
شکر خداوند
چشمامو بشور ای ماه کامل، نور تو قلبم بریز
که واقعا یکم آرامش لازمه دیگه !
که به قشنگیت قسم این روزا تو دردم یهریز
(تو دردم یهریز، تو دردم یهریز)
باز میشه این در ، صبح میشه این شب !
چشمامو بشور ای اشک، چشمامو بشور
که ببخشم و بکن ازم انتقامو به دور
چشمامو بشور ای اشک ، چشمامو بشور
که ببخشم و بکن ازم انتقامو به دور
*این تماس از زندان تهران و تماسگیرنده زندانی میباشد ...
میدونی خیلی وقتا خیلی برنامه ها رو چیده بودم که به موقعش تختِ فلان تخت داره ...
(نمیدونم چیکار کردن وقت داره)...
دیگه ... یه روز میشه سخت کارِت
آره یه چی تو همین مایه ها بود دیگه
خلاصه درحال برنامه چیدن برا طرف بودم که
بفهمونم بهش کُت تَنِ کیه ولی مثلا سه چهار ماه دیگه مونده بود تا حقشو بزارم کف دستش
طرف خودش جونشو از دست داد توی یه حادثه !
(اصلاً کلا بی ربط به داستان من)
اصلاً به من نرسید که بخوام کاریش کنم ! تازه، من هرکاریش میکردم لااقل زنده میموند، چون
ما وِگنیم و دستورِ مرگ نمیدیم و از چرخهٔ مرگ خارج !
و جانِ هیچ موجودی رو نمیگیریم و عقیدهمون اینه جان گرفتن فقط مخصوص خداوند متعال است، همانطور که جان بخشیدن !
پس ببین: همانطور که پاداش خداوند بهترین پاداش است، عذابشون هم سختترینه !
پس تو برو خود را باش !
که حتی پا کج نمیذاشتی تو تنهاییت هم
اگه درست میفهمیدیم !
بذار اشکات بیاد و بشوره خوب
نفرتاتو یه سور بهشون بکوب
بذار خالی شی، سرحالی شی
میدونم نی حق داری تو ام (وجدانا)
که تو زندگی کردنت کشون کشون
نشون به اون نشون گرونه
همه چی، خون شده به نرخِ نون
سرِ لج با یه عده شیادِ بی رحم و بی غیرتِ حیفنون
ولی خب خدا بزرگن، متوکل به ایشون
میرسیم بالاخره به عیدمون !
آره میرسیم بالاخره به یکی که هست همه جوره چِفت و شبیه و دقیقا عینمون !
آره خب خدا بزرگن، متوکل به ایشون
میرسیم بالاخره به عیدمون
آره میرسیم بالاخره به یکی که هست همه جوره چفت و شبیه و دقیقا عینمون
به وفاداری
اما چه فراموشکارن مردمِ زنده کشِ مُرده پرست !
تو ببخش و رد شو، فقط اما طاقت بیار
سفت !
فقط اما طاقت بیار
قوی و محکم !
طاقت بیار
قدرتمند !
طاقت بیار
با صداقت !
نفساتو بلند و عمیق بِکِش، اشک بریز
بگذر از تیرگی و انتقام و دود و حتی پاکت سیگار
حتی پاکت سیگار !
(بله، بخشش، روشنی، رحم، مروت، محبت، معرفت)
بگذر از تیرگی و دود و حتی پاکت سیگار !
تَرکِش کن بِره !!
قلبمو بشور ای عشق ، ای عشق !
پاک بشم از نارو، از سواستفاده
( آره ذره ذرهاشم نه، همهچیمو بردن، همهچیمو بردن)
یه بار گفتم نگاه به لبِ خندونم نکن، توم افتضاحه !
(توم افتضاحه)
آره قلبمو بشور ای عشق
که یکی بیاد که خیره شم بهش
(یه آسودگیِ خاطر)
بله حداقل یکی باشه که بشه روز روشن باهاش و آره پیشش بشه نیمه شب بهشت
(ممکنه باشه فردا دیرا)
که انگاری نیستم اصلا تو این عالم
بشور تنمو که دیده شم به چشم
ببین تو این پسرو یه بار
درست ببین تو این پسرو یه بار !
این منِ تنها ، واسه این دستا قفل، وجدانا سخته همینشم نوشت !
(همینش هم نوشت)
اما شُکر ، بالاخره شد !
(آقای ایمور تتلو شما از این به بعد به لطفِ خدا آزادِ آزادِ آزادی)
چشمامو بشور ای اشک ، چشمامو بشور
که ببخشم و بکن ازم انتقامو به دور
چشمامو بشور ای اشک ، چشمامو بشور
که ببخشم و بکن ازم انتقامو به دور
*این تماس از زندانِ تهران و تماسگیرنده زندانی میباشد ...
بخشیدن یا انتقام گرفتن فقط کارِ خداوند متعاله و کارما پس دادن، کارِ طبیعت هوشمندی که آفریدن !
پس بیا الکی خودتو با نبخشیدن و انتقام تیره نکن و با بخشیدن و به خدا سپردن و دعا روشن شو
که هیچ موجودی و هیچ چیزی نه اندازه خداوند آگاه به اعمال و حتی قلبها و مغزهاست،
و نه میدونه و نه میتونه
چقدر و چطور باید ببخشه و چقدر و چطور باید پس بده اون که نباید بخشیده شه !
(اون که نباید بخشیده شه)
اون که باید ببخشه خداوند هستند و بس !
این تنم نایی نداره، این کمر خم، این چشا یه روز حتی روزِ خوش ندید !
(کمرم محکم ، قوی ، استوار)
روز خوش هم میبینیم به زودی به شکرِ خدا
زندگیمم که همیشه خودِ خطِ مُقدم و طبیعتاً همین بدنم ، تنم ، هر بار بوده خب شهید !
ولی دوباره زنده شدم
زنده شدم به لطف خدا
خدمتا رو که کسی یادش نمیمونه
همه غرق نفرت شدن و دنبالِ سوتیان ازت
(باید شیشدُنگ باشی، حواس جمع)
کافیه یه ثانیه از کوره در بری، میکنن باز با یه عمر کار و معرفت و خوبی هم بَدهات !
خوبی هم، بَدهت
خوبی هم ، بَدهات !
عیب نداره تو واسه خدا انجام بده ...
مغزمو بشور ای اشک که خوب طاقت بیاره فحش نده
آخه همونی که فکر میکردم همش جواهرِ این انگشتره (متانت)
بله همون زد ! همون که فکر میکردم جزو پنج انگشتمه (پنج انگشتمه )
چون حواسم نبود پنج انگشت یکی نمیشن و ممکنه و میشه ببینی که یکی هم دشمنه !
(دوستی ، صمیمیت ، صلح)
چشمامو بشور ای اشک ، چشمامو بشور
که ببخشم و بکن ازم انتقامو به دور
چشمامو بشور ای اشک ، چشمامو بشور
که ببخشم و بکن ازم انتقامو به دور
(بخشش، دوستی ، صلح، آزادی)
*این تماس از زندان تهران و تماسگیرنده زندانی میباشد ...
بله یه بار گفتم و البته اینو دیگه همه میدونن که قضاوت کردن و تصمیم گیری و انتقام گرفتن یا بخشیدن فقط مخصوص خداوند هستند و بس !
پس تو فقط میتونی ببخشی و بِری چون در این صورت خداوند اگه بخوان میبخشن، اگر هم نخوان یه جوری به سزای عملش میرسونن طرفو که صد سال هم تو نمیتونی !
ولی اگه انتقام بگیری و خداوند میخواستن ببخشن و یه فرصت دیگه به طرف بِدَن چی؟ فکرشو کردی ؟!
پس ببین، اگه تو انتقام بگیری و خداوند بخوان ببخشن، قضیه داستان میشه دیگه !
دست بُردی تو کارِ خدا !
و هم دست بردن تو کارِ خدا ، بی حرمتیِ وحشتناکیه و قلبت و روحتو کثیف میکنه،
و هم اگه آدمِ کثیفو بزنی فقط دستاتو کثیف کردی !
اینم قبلاً گفته بودم، نه ؟
چون کسی که ذاتش کثیفه، با کتک خوردن از تو تمیز که نمیشه هیچ، تازه ، تازه کُفری و کثیف تر هم میشه !
این آهنگ میتونه از زبونِ یه کشور باشه
این آهنگ میتونه از زبونِ یه ملت باشه
این آهنگ میتونه از زبونِ یه بندهی خدا باشه
خلاص !!