،دوباره باز پاییز اومد و برگارو چید
،دوباره باز فصلِ سرده سرما رسید
دوباره باز، دوباره باز
یه حس عجیبی داریم
انگار که نمیرسیم
،یه بار دیگه پلکات داره میگه
انگار داره میره, چشمات خواب و خمار
،یه جای دیگه قصه داره میگه
یه انتظار شدید یه اشتباه دیگه
من بیخوابم، بیخوابم، بیخوابم، بیخوابم تهران
من بیدارن، بیدارن، بیدارن، بیدارن چشمام
من بیخوابم، بیخوابم، بیخوابم، بیخوابم تهران
من بیدارن، بیدارن، بیدارن، بیدارن چشمام
،بم نگو رسیده وقتِ تلخِ خدافظی
بم نگو همینه تَش قصه به کجا رسید
،من دلم نمیخواد اصلاً برم از این خونه
کاش ساعت بر میگشت و پاییز نمیرسید
پَ بگو دوباره میمونی پیشمو
همه چی دوباره خوب میشه
کاش میشد بم بگی نگران نباش و
بر میگردم زود پیشت
اگه تو نباشی نمیدونم اصلاً
این شبا چجوری صبح میشه
تو مثِ بارونی اگه نباری
این باغچه یه روزی خشک میشه
من بیخوابم، بیخوابم، بیخوابم، بیخوابم تهران
من بیدارن، بیدارن، بیدارن، بیدارن چشمام
من بیخوابم، بیخوابم، بیخوابم، بیخوابم تهران
من بیدارن، بیدارن، بیدارن، بیدارن چشمام